منوی اصلی
بخش اعضا
انتخاب قالب
اطلاعات سایت
اعضا : 1405هزينه پيامک اين هفته : 32315
محتوا : 298
بازدیدهای محتوا : 133133
اوقات شرعی
جستجو
| غيبت صغري و وضعيت علمي و فرهنگي شيعه-4 | نامه الکترونیک |
| نوشته شده توسط حسن حسين زاده شانه چي |
|
نويسنده در اين سلسله مقالات پس از بيان تاريخ غيبت، جغرافياي انساني و تركيب جمعيتي مهمترين شهرهاي اسلامي در دوران غيبت صغري به بررسي مراجع، فعاليتها و حوزههاي علميه شيعه در اين دوران پرداخت. نخستين حوزه علمي شيعه كه مورد بررسي قرار گرفت حوزه علمي قم بود. در اين حوزه خاندان مهمي ميزيستند كه از جمله آنها خاندان »بابويه« بودند. از اين خاندان علماي بزرگي برخاستند كه يكي از اين علما »عليبن موسيبن بابويه« است. در شماره قبل موقعيت علمي اين عالم بزرگوار تا حدي مورد بررسي قرار گرفت و اينك ادامه اين بحث را پي ميگيريم. ابنبابويه روابط مستمري با علماي بغداد و كوفه و نائبان خاص داشت و سفرهايي به اين شهرها كرده و در طي آن به تحصيل و تدريس پرداخته بود. عباسبن عمر كلوداني ميگويد كه در يكي از سفرهاي ابن بابويه به بغداد در سال 328 ق. از او اجازه روايت تمام كتابهايش را گرفت.1
ابنبابويه ازطريق مكاتبه با حسينبن روح با ناحيه مقدسه نيز در ارتباط بود. ضمن يكي از نامههايش از امام درخواست كرده بود كه از خدا بخواهد تا فرزندي صالح بهوي عطا كند. در توقيعي كه پس از آن براي وي صادر شد بشارت ولادت دو پسر به او داده شد كه يكي از آن دو محمدبن علي معروف به شيخ صدوق است.2 خاندان برقي نيز از خاندانهاي علمي بزرگ در قم بودند. چهره شاخص اين خاندان احمدبن محمدبن خالد برقي است. خاندان وي كه اصالتاً كوفي و از موالي اشعريان بودند، به دلايلي به ايران مهاجرت كرده و در قريه »برقرود« قم سكني گزيدند؛ ازاينرو به نام برقي شهرت يافتند. احمدبن محمدبن خالد در اوايل عصر غيبت ميزيست و تصانيف بسياري داشت. شيخ طوسي در فهرست خود نزديك به صد كتاب از وي نام ميبرد كه در موضوعات مختلف فقهي، آداب و سنن، تفسير و علوم قرآني، تاريخ و موضوعات كلامي و عقيدتي است. وي در سال 274 و يا 280 ق. درگذشته است.3 از همين خاندان محمدبن عبيداللَّه برقي ملقب به ماجيلويه است كه داماد احمدبن محمد برقي است و در شعر و ادب سرآمد بوده و رواياتي نيز نقل كرده است.4 يكي از اصحاب نزديك احمدبن محمد برقي كه در نزد وي به آموختن و فراگيري پرداخت ابن سمكه است. او كتاب مفصلي در تاريخ عباسيان نوشته و آن را كتاب العباسي ناميده بود. اين كتاب نزديك به دههزار صفحه بوده است.5 ابن قولويه، جعفربن محمد (متوفا 362 ق.) از دانشمندان و محدثان اين عصر بود. او كتابهاي فقهي به تعداد ابواب فقه داشت. از كتابهاي ارزنده وي كتاب جامعالزيارات است كه با نام كاملالزيارات چاپ شده است. اين كتاب داراي 108 باب در فضيلت زيارت معصومين(ع) است كه از زيارت نبياكرم (ص) شروع و به زيارت امامزادگان ختم ميشود. قسمت عمده كتاب - از باب 16 تا باب 98 - درباره فضيلت زيارت امام حسين (ع) كيفيت، آداب و ادعيه آن است.6 چند تن ديگر از عالمان بزرگ قم در اين عصر عبارتند از: محمدبن حسن بن فرّوخ الصفّار (متوفا 290 ق.) او از اصحاب امام عسكري (ع) بود و درباره مسائلي كه براي او پيش ميآمد با آن حضرت مكاتبه ميكرد. بيش از سيكتاب براي وي ذكر شده است كه غالباً در ابواب فقهي است. از مجموع كتابهاي وي كتاب بصايرالدرجات في فضايل آل محمد(ع) بهدست ما رسيده است. اين كتاب كه در دهجزء مرتب شده است حاوي 1881 روايت است كه هر جزء را به بيان فضيلتي از فضايل اهل بيت(ع) اختصاص داده است.7 محمدبن حسن بن وليد كه از وي به شيخ اهل قم و فقيه آنها نام برده شده است. وي در نقل روايات بسيار معتبر و موثق بوده و صاحب تأليفاتي است. ابن وليد در سال 343 ق. درگذشت. او از مشايخ روايت شيخ صدوق است.8 عبداللَّه بن جعفر حميري قمي (متوفا بعد از 298 ق.) وي از رجال بزرگ شيعه بود كه نه تنها در شهر قم بلكه در كوفه نيز از جايگاه والايي برخوردار بود. مسافرت او به كوفه و استماع محدثان كوفه از وي معروف و مشهور است. او كتابهاي بسياري تصنيف كرد. 13 تا 17 عنوان كتاب براي او نام بردهاند كه در موضوعات مختلف عقيدتي چون توحيد و امامت هستند. وي از جمله كساني است كه كتابي در باب غيبت داشته به نام كتابالغيبة والحيرة. وي همچنين كتابي درباره توقيعات و كتابي درباره مسائلي كه محمدبن عثمان عمري نائب دوم امام بيان كرده بود، داشت.9 ارزندهترين كتاب وي كه به دست ما رسيده است كتاب قفربالاسناد اوست. تأليف كتابهايي تحت اين عنوان همانند كتابهاي امالي در ميان محدثان شايع بود. در اين كتابها محدثان پارهاي روايات را كه از حيث سندي عالي و در عين حال سلسله سند آن كوتاه بود و تعداد راويان در سند حديث تا معصوم كم بود، گرد ميآوردند و از اينرو آن را قفرب الاسناد ميگفتند. اينگونه كتابها و نقل اينگونه روايات نوعي افتخار براي محدثان محسوب ميشد بهجز حميري كسان ديگري چون عليبن ابراهيم قمي، ابن بفطّه و ابنبابويه، قربالاسناد داشتهاند. قربالاسناد حميري اخباري است با اسناد نزديك به امام صادق و امام رضا (ع). اين قسمتي از كتاب است كه باقي مانده و ساير اجزاي كتاب ازبين رفته است. نجاشي از برخي اجزاء ديگر كه قربالاسناد به امام جواد و به حضرت صاحبالامر است ياد كرده است. قربالاسناد به امام صادق و امام كاظم(ع) همان است كه علامه مجلسي در بحارالانوار تحت عنوان تأليف عبداللَّهبن جعفر حميري از آن نقل ميكند.10 عليبن ابراهيم قمي از محدّثان و فقيهان قم و از استادان كليني مؤلف الكافي بود. احاديث بسياري نقل كرده و تأليفات متعددي داشت ازجمله كتاب اختيارالقرآن و قربالاسناد و كتابهايي در موضوعات تاريخي. از وي جمعاً 15 كتاب نام برده شده است11 كه از ميان آنها تنها تفسير او بهدست آمده است كه خوشبختانه كامل و بدون افتادگي است. علامه تهراني در الذريعة تصريح ميكند كه عليبن ابراهيم و كتاب تفسير صغير و كبير نداشته بلكه هر دو يكي است و برگرفته از تفسير امام حسن عسكري نيز نيست. عليبن ابراهيم در ابتداي كتاب خود مختصري از روايات مبسوط و مسند را از امام صادق از جدش اميرالمؤمنين (ع) در بيان انواع علوم قرآن نقل كرده است. او در تفسيرش فقط احاديثي را كه از امام صادق (ع) در تفسير آيات روايت شده، آورده است. شاگرد وي و راوي اين تفسير قسمتي از روايات امام باقر (ع) را كه بر ابوالجارود املا فرموده در اثنا اين تفسير گنجانيده است و نيز روايات ديگري از ساير استادانش در آن درج كرده است. اين كتاب دوبار چاپ سنگي شده و در سال 1387 ق. در دو جلد به قطع وزيري چاپ شد.12 شهر قم بهواسطه وجود محدثان بسيار و موثق، مركز نقل و حفظ احاديث اهل بيت(ع) بود و از اين حيث جايگاه والايي داشت بهطوري كه حتي ساير مراكز تشيع به محدثان قمّي اعتباري خاص ميبخشيدند و چنانچه يكي از محدثان قم به شهر آنها وارد ميشد، مورد توجه اهل علم و حديث واقع ميگرديد. مثلاً زماني كه عبداللَّه بن جعفر حميري كه از اصحاب امام عسكري (ع) بود، در سال 292 ق. به كوفه وارد شد، چون خبر بهگوش مردم رسيد همگي بر گرد او جمع شدند و به استماع حديث از وي پرداختند.13 درواقع اين امر ناشي از اين بود كه قميها داراي اعتقادات سالم و بهدور از انحرافات افراطي و تفريطي بودند. ازنظر پايبندي به تشيع دوازدهامامي ، قم داراي موقعيت ممتاز و برتري نسبت به كوفه بود. درواقع كوفه و بغداد مركز گرايشهاي فرقهاي و انديشههاي افراطي و غالي بود، درحالي كه در قم از هيچ يك از فرق شيعه چون زيديّه، اسماعيليّه، فطحيّه و واقفيّه اثري نبود. مادلونگ، اسلامشناس آلماني دراينباره نوشته است: شيعيان قم در وفاداري به امامت دوازده امام باقي ماندند و هيچگونه انشقاق فطحي يا واقفي در ميان تعداد بيشمار محدثان امامي اين شهر ياد نشده است...14 شهر قم از نظر عقيدتي يكدست بود و تابعيت تكتك امامان را پذيرفته بود و در عصر غيبت نيز پيوند خود را با نواب خاص حفظ كرد. عالمان قم بشدت با مظاهر انحراف و افراطيگري مقابله ميكردند؛ به عنوان مثال احمدبن محمدبن خالد برقي راوي موثق و عالم بزرگ بهجهت نقل برخي روايات ضعيف مورد اعتراض علماي قم قرار گرفت و احمدبن محمدبن عيسي كه زعامت ديني شهر را داشت او را از شهر اخراج كرد. البته پس از چندي كه حقيقت آمر آشكار شد وي را بازگردانيده و از او دلجويي كرد.15 همين قضيه براي سهلبن زياد آدمي پيش آمد. احمدبن محمدبن عيسي كه به غلّو و دروغگويي وي در نقل روايات شهادت ميداد وي را از قم رانده و از وي اظهار برائت كرد و مردم را از شنيدن احاديثش نهي كرد و او ناچار به ري رفت.16 محمدبن افورمه از ديگر كساني بود كه متهم به غلّو شد و نزديك بود اهل قم وي را بكشند.17 جو مقابله با افراطيگري بهگونهاي بود كه حتي اجازه ورود چنين انديشههايي به شهر داده نميشد، محمدبن علي بن ابراهيم صيرفي كه در كوفه به كذب و غلّو مشهور بود. زماني كه به قم آمد بههمين اتهام از شهر اخراج شد.18 حتي علماي قم از نقل رواياتي كه بوي غلّو ميدادند نيز خودداري ميكردند. ابن وليد محدث بزرگ حاضر نبود برخي روايات ابنصفّار را كه در كتابهايش نقل كرده روايت كند؛ زيرا در آنها شائبه غلّو درباره ائمه(ع) وجود داشت.19 مامقاني در تنقيحالمقال از قول وحيد بهبهاني درباره اين شيوه اهل قم مينويسد: ... آنها جايگاه خاصي از رفعت و جلال و مرتبت معيني از عصمت و كمال را برحسب اجتهاد و رأي خود قايل بودند كه تعدّي از آن را جايز نميشمردند و بنا به عقيدهشان اين تعدّي را ارتفاع و غلّو ميدانستند... وي سپس مواردي را كه آنها از مصاديق غلّو درباره ائمه(ع) ميدانستند برميشمرد.20 به هرحال اين جوّ قم چنان موقعيت علمي ثابت و مقبولي را براي آن پديد آورده بود كه ميتوانست مرجع حل و فصل برخي مسائل و مشكلات شود، بهطوري كه حتي نائب خاص امام نيز گاه در مشكلات علمي به آنها رجوع ميكرد. نقل شده است كه حسينبن روح نوبختي كتابي به نام التأديب را بهنزد گروهي از فقيهان قم فرستاد و از آنها خواست تا كتاب را بررسي كنند و ببينند چه مقدار مطالب آن با نظر آنها مخالف است.21 اين امر نشان ميدهد كه مكتب علمي قم مبناي اساسي براي سنجش آرا و اقوال علمي شيعه بود. مكتب كوفه : شهر كوفه را بايد اولين شهري دانست كه تمايلات شيعي در آن به طور وسيعي بروز و ظهور يافت. اين امر به زماني برميگردد كه امام علي(ع) مركز خلافت خويش را از مدينه به اين شهر منتقل كرد. گرايشات شيعي در ميان قبايل يمني به خصوص قبايل ربيعه و حمير ومذحج و همدان فراوان بود.22 اين امر را به وضوح از ستايشهاي امام(ع) از اين قبايل در جنگ صفين ميتوان دريافت.23 در دوران امويان شهر كوفه مركز تجمع شيعيان و حركتهاي ضد اموي بود. قيامهايي كه پس از واقعه كربلا در شهر به وسيله شيعيان و علويان برپا شدگوياي همين مطلب است. در زمان امام صادق(ع) مراودات برخي خاندانهاي شيعي و گروهي از محدثان با امام(ع) موجب شد تا جوّ علمي شهر شكل گيرد به زودي شهر كوفه يكي از مراكز حديثي شيعه گرديد. بسياري از اصحاب ائمه(ع) محدثان كوفي بودند. با انتقال ائمه(ع) به عراق، در نيمه اول قرن سوم، اين شهر به جهت نزديك بودن به محل استقرار امامان و گسترش مراودات شيعيان با ايشان موقعيت ممتازتري يافت. در عصر غيبت اين شهر گرچه موقعيت علمي خود را كمابيش حفظ كرده بود وليكن همانند گذشته نبود مركزيت يافتن شهر قم به عنوان شهري علمي كه عالمان آن داراي عقايد درستي بودند از يك سو، و شكلگيري تدريجي مكتب بغداد از سوي ديگر، موجبات ضعف موقعيت علمي كوفه را فراهم ساخته بود. با اين حال هنوز شهر كوفه به عنوان مركز اصلي تشيع قلمداد ميشد و داراي مكتب خاصي بود كه محدثان و فيهان شهر از آن پيروي ميكردند. در اين شهر خاندانهاي علمي قديمي ميزيستند كه تا اين دوران جايگاه علمي خويش را حفظ كرده بودند. از جمله اشعريان كه از قبايل يمني بودند و شاخهاي از آنها در قم زعامت علمي و ديني را داشتند آلنفهيك از قبيله نخع، آل جهم از قبيله لخم، آل زربي از بنياسد و آل اَعيَن از ديگر خاندانهاي مشهور شهر بودند. در بين اين خاندانها، آل اَعيَن از همه سرشناستر بودند. اين خاندان كه اصل آنها از اعراب غساسه بود داراي عقيدهاي راسخ در تشيع و مكانت علمي والايي بودند. آنها بزرگترين خاندان شيعه مذهب درشهر كوفه بودند كه رجال علمي و مذهبي آنها بيش از ديگران و ممتازتر از ديگران بودند. نخستين رجال ديني آنها در زمان امام سجاد وامام باقر(ع) بودند و بازماندگان آنها تا عصر غيبت باقي بودند و در ميان آنها فقيهان و قاريان و اديبان و راويان حديث بسيار بود. در شهر كوفه محلهاي به آنها اختصاص داشت كه پيشتر از آن قبيله بنيشيبان بود و مسجدي داشتند كه در آن نماز اقامه ميكردند و خانههايشان آنجا بود.24 در عصر غيبت چند تن از اين خاندان شاخص بودند: عليبن سليمان بن حسن از شاخه بكريون، كه توقيعاتي از ناحيه امام(ع) درباره وي صادر شد. وي از مشايخ روايت ابنبابويه قمي است و كتابي به نام النوادر نوشت.25 عليبن يحيي ابوالحسن زراري، شيخ طوسي در كتاب الغيبه در فصل مربوط به كساني كه امام مهدي(ع) را ديدهاند روايتي از محمدبن حسن قمي نقل ميكند كه بر طبق آن امام(ع) راوي را در مسائل دينياش به ابوالحسن زراري ارجاع داده بود. طوسي اين امر را دليل بر اين ميداند كه او وكيل امام بوده است.26 محمدبن سليمان بن حسن كه از اصحاب امامعسكري(ع) بود و در ايام غيبت با امام(ع) در ارتباط بود و گويا وكيل آن حضرت بوده است. او در سال 300 ق. درگذشت و تأليفاتي از خود باقي گذاشت.27 اما چهره شاخص اين خاندان در اين غصر، ابوغالب زراري است، عبيدالله بن احمدبن محمد (36-25)ق. از شاخه بكريون خاندان اعين بود. او عالمي فرهيخته و صاحب تصنيفاتي بود كه تنها رساله وي در باب رجال خاندان اعين به دست ما رسيده است. اين كتاب در واقع رسالهاي است كه وي براي پسرش نوشته و در آن به شرح احوال خاندان اعين ورجال آنها پرداخته است. اين كتاب قديميترين كتاب رجالي شيعه است كه ما در دست داريم و برخي اين كتاب را پس از پنج كتاب رجالي معتبر و متقدم؛ يعني رجال ابن غضايري، رجال نجاشي، فهرست طوسي، رجال طوسي و اختيار معرفةالرجال وي، معتبرترين كتاب رجالي شيعه دانستهاند.28 ابوغالب همچنين كتابي در تاريخ نوشته كه نتوانسته آن را به اتمام برساند و تنها هزار صفحه از آن را نوشته بود.29 از ديگر خاندانهاي علمي كوفه آل نفهيك از قبيله نخع هستند. نجاشي از آنها تعبير به »بيت من اصحابنا« دارد. عبيدالله بن احمد بن نهيك از چهرههاي برجسته اين خاندان است كه بسياري از اصول اربعمائه (اصول چهارصدگانه) را گرد آورده بود.30 ابو علي احمدبن احمدبن عمار (متوفا 346 ق.) از مشايخ جليل القدر كوفه بودكه احاديث و اصول بسياري را روايت كرده. وي تأليفاتي داشت از جمله كتابي درباره پدران نبياكرم(ص) و ايمان ابوطالب.31 يكي از چهرههاي برجسته علمي كوفه »ابن عقده« است. وي، احمدبن محمدبن سعيد همداني (متوفا 333) زيدي جارودي بود اما ارتباط زيادي با فقيهان و محدثان اماميه داشت و روايات بسياري از ايشان نقل كرده است. از جمله كتابهاي او، كتابي است درباره رجالي كه از امام صادق(ع) روايت كردهاند. او از چهار هزار نفر نام برده است و از هر يك حديثي راكه روايت كردهاند، ذكر ميكند بيشتر كتب او در شرح احوال راويان اماميه است.32 او همچنين كتابي به نام الولاية نوشته بود كه نام راويان حديث غدير را در آن گرد آورده بود. همچنين كتابي در تفسير آيه »انّما انت منذر و لكّل قوم هاد« و كتابي در طرق حديث منزلت نوشته بود.33 جو علمي كوفه برخلاف قم بسيار آشفته و نااستوار بود. عدم ثبات عقيده از خصوصيات بارز كوفيان بود كه از ديرباز بدان شناخته شده بودند. سستي آنها در عقيدهشان بارها و در مواضع مختلفي، در زمان امام علي(ع) و امام حسن(ع) و در واقعه كربلا و قيامهاي پس از آن به ثبوت رسيده بود. گذشته از اين شهر كوفه جو ناآرامي داشت و از ابتدا محل درگيريهاي عقيدتي، گرايشات مختلف افراطي و تفريطي بود. اغلب گرايشات افراطي شيعي برخاسته از همين شهر بود. گرايشات افراطي و انديشههاي غلوّآميز كه سابقه ديرينهاي در اين شهر داشت در عصر غيبت نيز همچنان باقي بود در ميان عالمان و محدثان كوفي در اين عصر به نام كساني برميخوريم كه به غلو و ارتفاع متهم و يا مشهور بودند.34 شهر كوفه همچنين منشأ پيدايش بسياري از فرقههاي شيعي چون زيديه، خطابيه، واقفيه و... بود در عصر غيبت نيز غالباً محدثان زيدي، و فقيهان واقفي و فطحي مذهب در كوفه حضور داشتند بر خلاف شهر قم كه حضور چنين افرادي را برنميتابيد. از آن جمله ميتوان به عليبن حسن طاهري واقفي مذهب و عليبن حسن بن فضّال، كه به داشتن مذهب فطيحه مشهور بود، اشاره كرد.35 منقول است كه طاطري در مذهب خود بسيار متعصب بود و كتابهاي زيادي در دفاع و حمايت از آن نوشته بود. از ويژگيهاي عالمان كوفه دسترسي آنها به اصول چهارصدگانهاي بود كه در ايام حضور ائمه(ع)، نگاشته شده بود و اساس فقه مكتوب شيعي را تشكيل ميداد اكثراصول چهارصدگانه در دست محدثان و راويان كوفي بود و آنهارا روايت ميكردند درباره عليبن محمد بن زبير كوفي (متوفا 348ق) كه بيش از صدسال عمر كرد گفته شده است كه اكثر اين اصول را روايت ميكرد.36 همچنين ابوعلي احمدبن محمد بن عمار (متوفا 346ق) كه از مشايخ جليلالقدر كوفه بود نيز بسياري از اصول را در دست داشت و روايت ميكرد.37 در شهر كوفه انديشههاي كلامي و عقلي بسيار رايج بود علماي كلام و متكلمان شيعه در كوفه زياد بودند و تأليف و نگارش در حوزه علوم كلامي كم نبود. اين امر بيشتر ناشي از وجود فرقههاي مختلف و حضور انديشههاي گوناگون بود كه ناخواسته موجب پديد آمدن بحثهاي كلامي و عقلي ميان انديشمندان ميشد.
پينوشتها : . النجاشي، رجال، ص 261. . الطوسي، فهرست، ص 51 تا 53؛ النجاشي، همان ص 182؛ الخويي، معجم رجال الحديث، ج 3، ص 50. . التفرشي، نقدالرجال، ج 4، ص 108. . همان، ص 141؛ ر.ك: قولويه، جعفربن محمد، كاملالزيارات، نشر الفقاهه، قم، 1417 ق. . الصفّار، محمدبن حسن، بصائر الدرجات، منشورات مكتبة المرعشي، قم، 1404 ه' ق. . الطوسي، فهرست، ص 442. . همان، ص 102. . حميري، عبداللَّه بن جعفر، قربالاسناد، مؤسسه آل البيت(ع) قم، 1413 ه' ق. . الطوسي، فهرست، ص 89. . قمي، عليبن ابراهيم، تفسير القمي، دارالكتاب للطباعة والنشر، قم، 1387 ه' ق. . النجاشي،همان، ص 219. . جعفريان،رسول ، تشيع در ايران، ج 1، ص 209. . التفرشي،همان ، ج 1، ص 155، بهنقل از ابن غضايري، ج1، ص138. . همان، ج 2، ص 384. . النجاشي، همان ص 329. . همان، ص 332. . همان، ص 345. . مامقاني، تنقيحالمقال. . الطوسي، الغيبة، ص 240 و 227. . ر.ك: جعفري، محمد، تشيع در مسير تاريخ، ترجمه آيةاللهي، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1372، ص 129. . ر.ك: المنقري، نصربن مزاحم، وقعة صفين، مكتبة المرعشي، 1418، ص 287 و 288. . رك: الزراري، ابوغالب، رساله ابيغالب، مركز البحوث والتحقيقات الاسلاميه، 1411 ه' .ق، ص128. . همان، ص 219. . الطوسي، الغيبة، ص 163. . همان، ص 163؛ رساله ابيغالب، ص 226. . رك: رساله ابيغالب، ص 76. . الطوسي، فهرست، ص 75. . الطوسي، الرجال، ص 430. . الطوسي، فهرست، ص 70. . التفرشي، همان، ج 1، ص 158. . النجاشي، همان، ص 95. . رك: همان، ص 332، التفرشي، همان، ج 4، ص 269؛ النجاشي، همان، ص266. . الطوسي، فهرست، ص 391-392. . الطوسي، الرجال، ص 430. . الطوسي، فهرست، ص 62. . همو، الغيبة، ص 221. . همو، الرجال، ص 430 و 433.
منبع: ماهنامه موعود شماره 32 |
انتخاب قالب
- آثار و فوايد وجودي امام عصر در زمان غيبت
- مسئوليت شيعيان در حكومت واحد جهاني مهدي
- کدیور به حامیان بهائیان پیوست
- جامعهسازی دینی در سیره نبوی
- بیانات امام خامنهای در جمع اساتید و فارغالتحصیلان تخصصی مهدویت
- دیدار جمعی از اساتید، كارشناسان، مؤلفان و فارغالتحصیلان تخصصی مهدویت با امام خامنهای
- زنِ منتظر در جهان معاصر
- مفاهیم و معیارهای عدالت اجتماعی و اقتصادی
- بيانات مقام معظم رهبری در دومين نشست «انديشههاى راهبردى» با موضوع عدالت
- صدور انقلاب و رابطه آن با جنگ


