منوی اصلی
بخش اعضا
انتخاب قالب
اطلاعات سایت
اعضا : 1405هزينه پيامک اين هفته : 32315
محتوا : 298
بازدیدهای محتوا : 133215
اوقات شرعی
جستجو
Loading
| تشرف سيد بحرالعلوم در سرداب مطهر | نامه الکترونیک |
|
مـتـقي زكي ، سيد مرتضي نجفي ، كه خواهرزاده سيد بحرالعلوم را داشت و در سفر وحضر، همراه سيد و مواظب خدمات داخلي و خارجي ايشان بود، فرمود: در سـفـر زيـارت سـامـرا بـا ايشان بودم . حجره اي بود كه علامه تنها در آن جا مي خوابيد. من نيز حـجـره اي داشـتـم كـه مـتصل به اتاق ايشان بود و كاملا مواظب بودم كه شب و روزآن جناب را خدمت كنم . شـبـهـا مـردم نزد آن مرحوم جمع مي شدند، تا آن كه مقداري از شب مي گذشت . شبي برحسب عادت خود نشست ، و مردم نزد او جمع شدند، اما ديدند گويا آن شب حضورمردم را نمي پسندد و دوسـت دارد خـلـوت كـند. با هركس سخن مي گفت ، معلوم مي شدكه عجله دارد. كم كم مردم رفـتند و جز من كسي باقي نماند. به من نيز امر فرمود كه خارج شوم . من هم به حجره خود رفتم ، ولي در حالت سيد فكر مي كردم و خواب ازچشمم رفته بود. كمي صبر كردم ، آنگاه مخفيانه بيرون آمدم تا از حالش جويا شوم . ديدم درب حجره اش بسته است . از شكاف در نگاه كردم ، ديدم چراغ به حال خودروشن است ، ولي كسي در حجره نيست . داخل اتاق شدم و از وضع آن فهميدم كه امشب سيد نخوابيده است . لـذا بـه خـاطـر مـخفي كاري با پاي برهنه در جستجوي سيد براه افتادم ، ابتدا داخل صحن شريف عـسـكريين (ع ) شدم ، ديدم درهاي حرم بسته است . در اطراف و خارج حرم تفحص كردم ، ولي باز اثـري نـيـافـتم . داخل صحن سرداب مقدس شدم ، ديدم درها بازاست . از پله هاي آن آهسته پايين رفتم و مواظب بودم هيچ صدايي از خود بروز ندهم . در آن جا از گوشه سرداب همهمه اي شنيدم كه گويا كسي با ديگري سخن مي گويد،اما كلمات را تشخيص نمي دادم . تا آن كه سه يا چهار پله ماند و من در نهايت آهستگي مي رفتم . نـاگـاه صـداي سـيـد از آن جا بلند شد كه اي سيد مرتضي چه مي كني و چرا از حجره ات بيرون آمده اي ؟ در جـاي خود ميخكوب شدم و متحير بودم كه چه كنم . تصميم گرفتم كه تا مرا نديده ،برگردم ، ولـي بـه خـود گـفـتـم ، چـطور مي خواهي آمدنت را از كسي كه تو را بدون ديدن شناخته است ، بـپوشاني ؟ لذا جوابي را با معذرت خواهي به سيد دادم و در بين عذرخواهي از پله ها پايين رفتم ، تا به جايي رسيدم كه گوشه سرداب مشاهده مي شد. سيد را ديدم كه تنها رو به قبله ايستاده و كس ديـگـري ديـده نـمـي شـود. فـهـمـيـدم كه او باغايب از انظار حضرت بقية اللّه ارواحنافداه سخن مي گفت كمال الدين ج 2، ص 149، س 31 |
انتخاب قالب
- کدیور به حامیان بهائیان پیوست
- جامعهسازی دینی در سیره نبوی
- بیانات امام خامنهای در جمع اساتید و فارغالتحصیلان تخصصی مهدویت
- دیدار جمعی از اساتید، كارشناسان، مؤلفان و فارغالتحصیلان تخصصی مهدویت با امام خامنهای
- زنِ منتظر در جهان معاصر
- مفاهیم و معیارهای عدالت اجتماعی و اقتصادی
- بيانات مقام معظم رهبری در دومين نشست «انديشههاى راهبردى» با موضوع عدالت
- صدور انقلاب و رابطه آن با جنگ
- صدور انقلاب به معنی کشورگشایی نیست
- صدور انقلاب، گسترش بیداری اسلامی


