منوی اصلی
بخش اعضا
انتخاب قالب
اطلاعات سایت
اعضا : 1405هزينه پيامک اين هفته : 32315
محتوا : 298
بازدیدهای محتوا : 133166
اوقات شرعی
جستجو
Loading
| تشرف ملا احمد مقدس اردبيلي | نامه الکترونیک |
|
سيد مير علام تفرشي ، كه از شاگردان فاضل مقدس اردبيلي (ره ) است ، مي گويد: شبي در صحن مقدس اميرالمؤمنين (ع ) راه مي رفتم . خيلي از شب گذشته بود. ناگاه شخصي را ديـدم كـه به سمت حرم مطهر مي آيد. من نيز به سمت او رفتم ، وقتي نزديك شدم ، ديدم استاد ما ملا احمد اردبيلي است . خـود را از او مخفي كردم ، تا آن كه نزديك در حرم رسيد و با اين كه در بسته بود، بازشد و مقدس اردبيلي داخل حرم گرديد. ديدم مثل اين كه با كسي صحبت مي كند. بعد از آن بيرون آمد و در حرم هم بسته شد. به دنبال او براه افتادم ، به طوري كه مرانمي ديد. تا آن كه از نجف اشرف بيرون آمد و به سمت كوفه رفت . وارد مسجد جامع كوفه شد و در محرابي كه حضرت اميرالمؤمنين (ع ) شربت شهادت نوشيده اند، قرار گرفت ، ديدم راجع به مساله اي با شخصي صحبت مي كند وزمان زيادي هم طول كشيد. بـعـد از مدتي از مسجد بيرون آمد و به سمت نجف اشرف روانه شد. من نيز به دنبالش مي رفتم ، تا نـزديـك مسجد حنانه رسيديم (مسجدي كه ديوارش خم شده است وعلت آن اين است كه وقتي جـنـازه اميرالمؤمنين (ع ) را براي دفن در نجف اشرف ، ازآن جا عبور مي دادند، ديوار اين مسجد، روي ارادت بـه آن حـضرت خم شد). در آن جاسرفه ام گرفت ، به طوري كه نتوانستم خود را نگه دارم . همين كه صداي سرفه مرا شنيد، متوجه من شد و فرمود: آيا تو مير علامي ؟ عرض كردم : بلي . فـرمـود: ايـن جا چه كار داري ؟ گفتم : از وقتي كه داخل حرم مطهر شده ايد، تا الان با شمابودم ، شـما را به حق صاحب اين قبر (اميرالمؤمنين (ع )) قسم مي دهم ، اتفاقي را كه امشب پيش آمد، از اول تا آخر به من بگوييد. فرمود: مي گويم ، به شرط آن كه تا زنده ام آن را به كسي نگويي . من هم قبول كردم و باايشان عهد و ميثاق نمودم . وقـتي مطمئن شد، فرمود: بعضي از مسائل بر من مشكل شد و در آنها متحير ماندم ودر فكر بودم كـه نـاگاه به دلم افتاد به خدمت اميرالمؤمنين (ع ) بروم و آنها را ازحضرتش بپرسم . وقتي كه به حـرم مطهر آن حضرت رسيدم ، همان طوري كه مشاهده كردي ، در به روي من گشوده و داخل شـدم . در آن جـا بـه درگـاه الهي تضرع نمودم ، تا آن حضرت جواب سؤالاتم را بدهند. در آن حال صـدايـي از قبر مطهر شنيدم كه فرمود: به مسجد كوفه برو و مسائلت را از قائم بپرس ، زيرا او امام زمـان تو است . به نزد محراب مسجد كوفه آمده و آنها را از حضرت حجت (ع ) سؤال نمودم ، ايشان جواب عنايت كردند و الان هم برمي گردم كمال الدين ج 2، ص 64، س 24 |
انتخاب قالب
- باورداشت مهدويت
- آثار و فوايد وجودي امام عصر در زمان غيبت
- مسئوليت شيعيان در حكومت واحد جهاني مهدي
- کدیور به حامیان بهائیان پیوست
- جامعهسازی دینی در سیره نبوی
- بیانات امام خامنهای در جمع اساتید و فارغالتحصیلان تخصصی مهدویت
- دیدار جمعی از اساتید، كارشناسان، مؤلفان و فارغالتحصیلان تخصصی مهدویت با امام خامنهای
- زنِ منتظر در جهان معاصر
- مفاهیم و معیارهای عدالت اجتماعی و اقتصادی
- بيانات مقام معظم رهبری در دومين نشست «انديشههاى راهبردى» با موضوع عدالت


