دوشنبه, 07 آذر 1401
You are here:

انتخاب قالب

اطلاعات سایت

اعضا : 5108
محتوا : 302
بازدیدهای محتوا : 1079572

اوقات شرعی



جستجو

Loading
حكومت‌ جهاني‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) PDF نامه الکترونیک
نوشته شده توسط خدامراد سليميان‌   
جمعه ۱۵ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۲۴

بحث‌ دربارة‌ «جهاني‌ شدن‌»، در فرهنگ‌ متداول‌ روز در ذات‌ خود، بحث‌ كم‌ و بيش‌ مبهمي‌ است‌. علت‌ ابهام‌ آن‌ اين‌ است‌ كه‌ مفهوم‌ يكسان‌ و يكدستي‌ از آن‌ ارائه‌ نشده‌ است‌.
واژة‌ «جهاني‌ شدن‌» از يك‌ جهت‌ مفهومي‌ كاملاً جديد و از لحاظي‌ يك‌ مقولة‌ قديمي‌ به‌ شمار مي‌رود. ظهور اين‌ پديده‌، باعث‌ بروز تحرك‌ شگفت‌انگيز اجتماعي‌، اقتصادي‌، سياسي‌ و ارزشي‌ شده‌ و تفاسير جديدي‌ از سياست‌، اقتصاد، فرهنگ‌، اقتدار، امنيت‌ و... به‌ دست‌ مي‌دهد.
جهاني‌ شدن‌ در شكل‌ امروزي‌ آن‌، از زمان‌ فروپاشي‌ كمونيسم‌ و نظام‌ دو قطبي‌ و بالاخره‌ پايان‌ جنگ‌ سرد بيشتر مطرح‌ شده‌ است‌. مفهوم‌ جهاني‌شدن‌ و مفاهيم‌ نزديك‌ به‌ آن‌ نظرياتي‌ هستند كه‌ از سوي‌ اكثر پژوهشگران‌ مسائل‌ سياسي‌ و امور بين‌الملل‌ براي‌ توصيف‌ وضعيت‌ حاكم‌ بر نظام‌ بين‌الملل‌ به‌ كار مي‌روند. جهاني‌ شدن‌ به‌ معناي‌ فرايندي‌ اجتماعي‌ است‌ كه‌ از مدتها پيش‌ آغاز شده‌ و رو به‌ گسترش‌ دارد و در آن‌ قيد و بندهاي‌ جغرافيايي‌ كه‌ بر روابط‌ اجتماعي‌ و فرهنگي‌ سايه‌ افكنده‌ است‌ از بين‌ مي‌رود. واژة‌ «جهاني‌ شدن‌» حركت‌ به‌ سوي‌ يك‌ جامعة‌ جهاني‌ واحد را نويد مي‌دهد.
پرسشي‌ كه‌ در اينجا پيش‌ مي‌آيد اين‌ است‌ كه‌: «ديدگاه‌ شيعه‌ دربارة‌ جهاني‌ شدن‌ و حاكمان‌ حكومت‌ جهاني‌ چيست‌ و حكومت‌ جهاني‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) چگونه‌ حكومتي‌ خواهد بود؟ و اساساً جهاني‌ بودن‌ حكومت‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) به‌ چه‌ معناست‌؟».
در اين‌ نوشتار به‌ اين‌ پديده‌ و اين‌كه‌ «مقصود از حكومت‌ جهاني‌ در روايات‌ اسلامي‌ چيست‌؟» پرداخته‌ايم‌.
در يك‌ بررسي‌ جامع‌ و كامل‌ در روايات‌ و سخنان‌ ائمة‌ معصومين‌(ع‌) به‌ جرأت‌ مي‌توان‌ گفت‌ كه‌ يكي‌ از ويژگيهاي‌ انكارناپذير حكومت‌ امام‌ مهدي‌(ع‌) جهان‌شمولي‌ آن‌ است‌. حكومت‌ آن‌ حضرت‌، شرق‌ و غرب‌ عالم‌ را فرا مي‌گيرد و هيچ‌ آبادي‌ در زمين‌ باقي‌ نخواهد ماند، مگر اين‌كه‌ گلبانگ‌ توحيد از آن‌ شنيده‌ مي‌شود و نسيم‌ جان‌نواز عدل‌ و داد، سراسر گيتي‌ را سرشار مي‌كند.
امام‌ حسين‌(ع‌) در اين‌باره‌ فرمود:
منّا إثنا عشر مهدّياً أوّلهم‌ أميرالمؤمنين‌ عليّ بن‌ ابيطالب‌(ع‌) و آخرهم‌ التّاسع‌ من‌ ولدي‌ و هو القائم‌ بالحقّ يحيي‌ الله تعالي‌ به‌ الارض‌ بعد موتها و يظهر به‌ دين‌ الحقّ علي‌الدين‌ كلّه‌ و لوكره‌ المشركون‌. 1
دوازده‌ هدايت‌ شده‌ از ماست‌؛ اولين‌ آنها علي‌بن‌ ابي‌طالب‌(ع‌) و آخر ايشان‌ نهمين‌ فرزند از فرزندان‌ من‌ است‌ و او قائم‌ به‌ حق‌ است‌ كه‌ خداوند به‌ وسيله‌ او زمين‌ را بعد از مردنش‌ حيات‌ مي‌بخشد و دين‌ حق‌ را بر تمامي‌ اديان‌ غلبه‌ مي‌دهد؛ اگر چه‌ مشركان‌ را خوش‌ نيايد.
در آن‌ دوران‌ به‌ دست‌ آن‌ امام‌ بزرگ‌، آرمان‌ والاي‌ تشكيل‌ جامعة‌ بزرگ‌ بشري‌ و خانوادة‌ انساني‌ تحقق‌ مي‌پذيرد و آرزوي‌ ديرينه‌ همة‌ پيامبران‌ و امامان‌(ع‌) و مصلحان‌ و انسان‌ دوستان‌ برآورده‌ مي‌شود.
امام‌ رضا(ع‌) از پدرانش‌ از پيامبر اكرم‌(ص‌) نقل‌ كرده‌ است‌ كه‌ خداوند در شب‌ معراج‌ فرمود:
ولا طهّرنّ الارض‌ بآخرهم‌ من‌ أعدائي‌ ولاملّكنّه‌ مشارق‌ الارض‌ و مغاربها. 2
و به‌ درستي‌ زمين‌ را به‌ وسيله‌ آخرين‌ آنها (ائمه‌ معصومين‌(ع‌)) از دشمنانم‌ پاك‌ خواهم‌ ساخت‌ و گسترة‌ زمين‌ را در فرمانروايي‌ او قرار خواهم‌ داد... .
در دوران‌ رهبري‌ امام‌ مهدي‌(ع‌) با ايجاد مركز واحد و مديريت‌ و حاكميت‌ يگانة‌ الهي‌ براي‌ همة‌ اجتماعات‌، نژادها و منطقه‌ها، سبب‌ اصلي‌ جنگ‌ و ظلم‌ از بين‌ مي‌رود.
در روايتي‌ از رسول‌ گرامي‌ اسلام‌(ص‌) مي‌خوانيم‌:
الائمّة‌ من‌ بعدي‌ إثنا عشر أوّلهم‌ أنت‌ يا عليّ و آخرهم‌ القائم‌ الّذي‌ يفتح‌ الله تعالي‌ ذكره‌ علي‌ يديه‌ مشارق‌ الارض‌ و مغاربها. 3
پيشوايان‌ پس‌ از من‌ دوازده‌ نفرند؛ اولين‌ آنها تو هستي‌ اي‌ علي‌، و آخرين‌ آنها قائم‌ است‌؛ همو كه‌ خداوند به‌ دست‌ او مشرقها و مغربها (كنايه‌ از تمامي‌ كره‌ زمين‌) را فتح‌ خواهد كرد.
اگر چه‌ اميد به‌ آمدن‌ مصلح‌ جهاني‌ در افكار و عقايد تمامي‌ اقوام‌ و ملل‌ ريشه‌ دارد و كم‌ و بيش‌ به‌ گونه‌هاي‌ متفاوت‌ در همه‌ جا مطرح‌ بوده‌ است‌، اما در تفكر شيعي‌ انتظار فرج‌ و حاكميت‌ آن‌ موعود به‌طور روشن‌ و شفاف‌ مطرح‌ است‌؛ به‌ گونه‌اي‌ كه‌ آن‌ امام‌ منتظر و آن‌ منجي‌ نهايي‌ را زنده‌ مي‌دانند و اعتقاد دارند روزي‌ به‌ فرمان‌ خداوند خواهد آمد و جهان‌ را پر از عدل‌ و داد خواهد كرد.
از اين‌رو، مفهوم‌ «غيبت‌» و «انتظار فرج‌» نزد شيعه‌ دوازده‌ امامي‌ مفهومي‌ متفاوت‌ با ديگر اديان‌ و مذاهب‌ و مكتبها دارد.
همان‌گونه‌ كه‌ اشاره‌ شد يكي‌ از مفاهيمي‌ كه‌ از همان‌ ابتدا در ارتباط‌ با مهدويت‌ و ظهور منجي‌ آخرين‌ پديد آمد و در شمار عقايد ديني‌ بسياري‌ از شيعيان‌ درآمد مفهوم‌ «حكومت‌ واحد جهاني‌» است‌؛ به‌ اين‌ معنا كه‌ با ظهور امام‌ غايب‌، اسلام‌ كه‌ تنها دين‌ الهي‌ و كامل‌ و داراي‌ شريعت‌ جامع‌ است‌، مقبول‌ همگان‌ خواهد شد و در آن‌ زمان‌، ستمگران‌ و جباران‌ از مسند قدرت‌ به‌ زير كشيده‌ خواهند شد و پس‌ از آن‌ حكومت‌ جهاني‌ اسلام‌ با زعامت‌ و رهبري‌ مستقيم‌ آخرين‌ امام‌ معصوم‌ و عادل‌ برپا خواهد شد و عدالت‌ بر بنياد ديانت‌ و اخلاق‌ در مقياسي‌ جهاني‌ اجرا خواهد گشت‌.
در برخي‌ از آيات‌ قرآن‌ به‌ اين‌ حاكميت‌ اشاره‌ شده‌ است‌. همة‌ آيات‌ مربوط‌ به‌ جهاني‌ بودن‌ دين‌ اسلام‌ مؤيد اين‌ معناست‌. بي‌ترديد، زماني‌ فرا خواهد رسيد كه‌ تنها دين‌ حاكم‌ بر جهان‌، اسلام‌ خواهد بود.
جهاني‌ بودن‌ دين‌ اسلام‌ و عدم‌ اختصاص‌ آن‌ به‌ قوم‌ يا منطقة‌ خاصي‌، از ضروريات‌ اين‌ آيين‌ الهي‌ است‌ و حتي‌ كساني‌ كه‌ ايمان‌ به‌ آن‌ ندارند مي‌دانند كه‌ دعوت‌ اسلام‌، همگاني‌ بوده‌، و به‌ منطقه‌ جغرافيايي‌ خاصي‌ محدود نبوده‌ است‌.
افزون‌ بر اين‌، شواهد تاريخي‌ فراواني‌ وجود دارد كه‌ پيامبر اكرم‌(ص‌) به‌ سران‌ كشورها؛ مانند قيصر روم‌، پادشاه‌ ايران‌ و فرمانروايان‌ مصر و حبشه‌ و شامات‌ و نيز به‌ رؤساي‌ قبايل‌ مختلف‌ عرب‌ و... نامه‌ نوشتند و به‌ سوي‌ آنان‌ پيك‌ ويژه‌ گسيل‌ داشتند و همگان‌ را به‌ پذيرفتن‌ اين‌ دين‌ مقدس‌ دعوت‌ كردند و از پيامدهاي‌ وخيم‌ كفر و رويگرداني‌ از اسلام‌، برحذر داشتند. اگر دين‌ اسلام‌ جهاني‌ نبود چنين‌ دعوتي‌ عمومي‌ انجام‌ نمي‌گرفت‌ و ساير اقوام‌ و امتها هم‌ براي‌ عدم‌ پذيرش‌، عذري‌ مي‌داشتند. 4
بنابراين‌، مباني‌ و مقدماتي‌ كه‌ به‌ حكومت‌ واحد جهاني‌ شيعي‌ منجر مي‌شود، از اين‌ قرار است‌:
. جهاني‌ بودن‌ رسالت‌ اسلام‌
همة‌ مسلمانان‌ بر اين‌ باورند كه‌ اسلام‌، آخرين‌ حلقه‌ از سلسلة‌ طولاني‌ نبوت‌ است‌ و از هر جهت‌ كامل‌ترين‌ و جامع‌ترين‌ دين‌ مي‌باشد و تا روز قيامت‌ نيز بشر را از هر جهت‌ كفايت‌ خواهد كرد. روزي‌ فرا خواهد رسيد كه‌ اسلام‌، تمامي‌ آدميان‌ و پيروان‌ اديان‌ را پيرو و مطيع‌ خود خواهد كرد و بدين‌ ترتيب‌، جهان‌ در تسخير آموزه‌هاي‌ بلند و آسماني‌ اسلام‌ درخواهد آمد.
قرآن‌ مجيد اين‌ حقيقت‌ سترگ‌ را اين‌گونه‌ تصوير كرده‌ است‌:
إنّ الدّين‌ عند الله الاءسلام‌. 5
در حقيقت‌، دين‌ نزد خداوند، همان‌ اسلام‌ است‌.
و من‌ يبتغ‌ غير الاءسلام‌ ديناً فلن‌ يقبل‌ منه‌. 6
و هر كه‌ جز اسلام‌، ديني‌ ] ديگر [ جويد، هرگز از وي‌ پذيرفته‌ نشود.
أليوم‌ أكملت‌ لكم‌ دينكم‌. 7
امروز دين‌ شما را برايتان‌ كامل‌ گردانيدم‌.
ما كان‌ محمّد أبا أحد من‌ رجالكم‌ ولكن‌ رسول‌ الله و خاتم‌ النّبيين‌. 8
محمد، پدر هيچ‌ يك‌ از مردان‌ شما نيست‌؛ ولي‌ فرستاده‌ خدا و خاتم‌ پيامبران‌ است‌.
و هو الّذي‌ أرسل‌ رسوله‌ بالهدي‌ و دين‌ الحقّ ليظهره‌ علي‌ الدّين‌ كلّه‌. 9
او كسي‌ است‌ كه‌ پيامبرش‌ را با با هدايت‌ و دين‌ حق‌ فرستاد تا آن‌ را بر هر چه‌ دين‌ است‌ پيروز گرداند.
با بهره‌گيري‌ از اين‌ سخنان‌ نوراني‌، مسلمانان‌ به‌ حقانيت‌، جامعيت‌، خاتميت‌، جهانشمولي‌، و سرانجام‌ جهان‌گستري‌ و پيروزي‌ و غلبه‌ نهايي‌ دين‌ اسلام‌ دست‌ يافته‌اند.
. اعتقاد به‌ مهدويت‌
چنان‌كه‌ گفته‌ شد، اعتقاد به‌ مهدويت‌ و ظهور منجي‌ دادگستر جهاني‌، ناگزير به‌ چيرگي‌ اسلام‌ بر تمامي‌ اديان‌ و مكاتب‌ و ايدئولوژيها و استيلا بر جباران‌ و فرمانروايان‌ جور و غير الهي‌ گره‌ خورده‌ است‌ و در نهايت‌ به‌ تأسيس‌ حكومت‌ جهاني‌ منجر خواهد شد؛ به‌ويژه‌ اگر از منظر شيعي‌ به‌ تاريخ‌ بنگريم‌، ظهور مهدي‌ خاص‌ و شناخته‌ شده‌ و در عين‌ حال‌ غايب‌ از ديدگان‌ و تشكيل‌ حكومت‌ حق‌ و عدالت‌گستر اجتناب‌ناپذير خواهد بود.
از نظر شيعه‌ با بي‌مهري‌ و جفاي‌ امت‌ اسلام‌ نسبت‌ به‌ امام‌ علي‌ بن‌ ابي‌طالب‌(ع‌) و فرزندان‌ معصوم‌ او، تاريخ‌ اسلام‌ پس‌ از پيامبر اكرم‌(ص‌) در حوزه‌ سياست‌ و حكومت‌ به‌ انحراف‌ گراييد و پيامدهاي‌ منفي‌ متعددي‌ نيز در پي‌ داشت‌ كه‌ يكي‌ از آنها محروميت‌ جامعه‌ از رهبري‌ معنوي‌ و آسماني‌ بود؛ چرا كه‌ امام‌ علي‌(ع‌) و پس‌ از او امامان‌ معصوم‌(ع‌) پيشوايان‌ ديني‌ ـ سياسي‌ برحق‌ بوده‌ و حق‌ خلافت‌ و امامت‌ انحصاري‌ داشته‌اند و ديگران‌، غاصب‌ حق‌ معصوم‌اند و لذا «جائر» و «باطل‌» مي‌باشند و اين‌ انحراف‌ تا كنون‌ ادامه‌ پيدا كرده‌ است‌. شيعيان‌ منتظرند كه‌ آخرين‌ بازمانده‌ از امامان‌ معصوم‌(ع‌) ظهور كند و تاريخ‌ اسلام‌ و در نهايت‌، تاريخ‌ انسان‌ را به‌ مسير طبيعي‌ و الهي‌اش‌ بازگرداند.
در آن‌ صورت‌، اسلام‌، عزيز و همگاني‌ مي‌شود و مسلمانان‌، توانمندانه‌ بر جهان‌ چيره‌ مي‌گردند. طبق‌ اين‌ تفسير، تشكيل‌ حكومت‌ واحد جهاني‌، گريزناپذير خواهد بود.
در منابع‌ روايي‌ اسلامي‌ ـ به‌ويژه‌ منابع‌ شيعي‌ ـ از خصوصيات‌ و اختيارات‌ و عملكردهايي‌ ياد شده‌ است‌ كه‌ جملگي‌ آنها جز با تشكيل‌ حكومت‌ واحد جهاني‌ محقق‌ نخواهد شد؛ از جمله‌ گفته‌ شده‌ است‌ كه‌ امام‌ مهدي‌(ع‌) ظلم‌ و جور را براي‌ هميشه‌ برمي‌اندازد و عدالت‌ و دين‌ حق‌ را در سطح‌ جهان‌ براي‌ هميشه‌ مستقر مي‌كند و نيز در برخي‌ روايات‌ از اختيارات‌ و قدرت‌ و امكانات‌ مطلق‌ و جهاني‌ امام‌ غايب‌ ياد شده‌ است‌ كه‌ عملاً جز چيرگي‌ بر جهان‌ و تشكيل‌ حكومت‌ مقتدر جهاني‌ نخواهد بود. در روايتي‌ از امام‌ باقر(ع‌) چنين‌ نقل‌ شده‌ است‌:
القائم‌ منّا منصور بالرّعب‌ مؤيّد بالنّصر تطوي‌ له‌ الارض‌ و تظهر له‌ الكنوز يبلغ‌ سلطانه‌ المشرق‌ والمغرب‌ و يظهر الله ـ عزّوجلّ ـ به‌ دينه‌ علي‌ الدّين‌ كلّه‌ ولوكره‌ المشركون‌ فلا يبقي‌ في‌الارض‌ خراب‌ إلاّ قد عمر و ينزل‌ روح‌الله عيسي‌ بن‌ مريم‌(ع‌) فيصلّي‌ خلفه‌. 10
قائم‌ ما با انداختن‌ بيم‌ و هراس‌ در دل‌ ستمگران‌ ياري‌ مي‌شود؛ با پشتيباني‌ ] و حمايت‌ از جانب‌ خداوند [ تأييد مي‌گردد؛ زمين‌ برايش‌ خاضع‌ و تسليم‌ مي‌شود؛ گنجها و خزائن‌ برايش‌ آشكار و نمايان‌ مي‌شود؛ حكومت‌ او شرق‌ و غرب‌ عالم‌ را فرا مي‌گيرد. خداوند به‌وسيله‌ او دينش‌ را بر تمامي‌ اديان‌ چيرگي‌ مي‌بخشد؛ هر چند مشركان‌ كراهت‌ داشته‌ باشند. در زمين‌ خرابي‌ و ويراني‌ نمي‌ماند، مگر آنكه‌ آباد شود و عيسي‌ بن‌ مريم‌(ع‌) از آسمان‌ فرود آيد و پشت‌ سر او نماز گزارد.
به‌ استناد اين‌ نوع‌ روايات‌، هرگز ترديدي‌ نخواهد ماند كه‌ حكومت‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) تمامي‌ زمين‌ را فرا خواهد گرفت‌. (ان‌شاءالله)

 

 

پي‌نوشتها:
. شيخ‌ صدوق‌، عيون‌ اخبارالرضا، ج‌1، ص‌68، ح‌36، كتابفروشي‌ طوس‌.
. همان‌، ص‌262، ح‌22؛ كليني‌، الكافي‌ ثقة‌الاءسلام‌، ج‌1، ص‌432، ح‌91.
. امالي‌ شيخ‌ صدوق‌، الامالي‌، ص‌97، ح‌9، مؤسسه‌ الاعلمي‌ للمطبوعات‌؛ فتال‌ نيشابوري‌، روضة‌ الواعظين‌، ص‌102.
. محمدتقي‌ مصباح‌ يزدي‌، آموزش‌ عقايد، ج‌2، ص‌116.
. سوره‌ آل‌ عمران‌ (3) آيه‌ 19.
. همان‌، آيه‌ 85
. سوره‌ مائده‌ (5) آيه‌ 3.
. سوره‌ احزاب‌ (33) آيه‌ 40.
. سوره‌ توبه‌ (9) آيه‌ 33.
. شيخ‌ صدوق‌، كمال‌الدين‌ و تمام‌النعمه‌، ج‌1، ص‌330، ح‌16.

موعود شماره‌ چهل‌ و هشتم

آخرین به روز رسانی در سه شنبه ۰۳ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۲۶
 
تشرف مرد كاشاني مفلوج PDF نامه الکترونیک
نوشته شده توسط امیر رحمانی   
شنبه ۰۶ مهر ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۰۲
در كتاب بحارالانوار آمده است كه عده اي از اهل نجف براي من نقل كرده اند: مـردي از اهل كاشان به نجف اشرف آمد و عازم حج بيت اللّه الحرام بود.
در نجف به مرض شديدي مـبـتلا و پاهاي او خشك شد و قدرت بر راه رفتن نداشت .
رفقايش اورا در نجف نزد يكي از صلحاء گـذاشـتـند.
آن مرد صالح حجره اي در صحن مقدس داشت و هر روز در را به روي او مي بست و بـراي تـمـاشا و جمع آوري در به صحرامي رفت .
روزي مرد كاشاني به آن شخص گفت : دلم تنگ شده و از اين مكان خسته شده ام امروز مرا با خود ببر و در جايي بينداز و بعد هر جا كه خواستي برو.
آن مردراضي شد و او را با خود به خارج شهر نجف برد.
آن جا مكاني بود كه به آن مقام حضرت قائم (ع ) مي گفتند.
مريض كاشاني مي گويد: مرا در آن جا نشاند و لباس خود را در حوضي شست و برروي درختي كه همان جا بود، انداخت و به طرف صحرا رفت .
من در آن مكان تنهاماندم و فكر مي كردم كه بالاخره كار من به كجا منتهي مي شود.
نـاگـاه جـوان خـوشـروي گـنـدمگوني را ديدم كه داخل صحن مقام شد.
آخرین به روز رسانی در يكشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۰ ساعت ۱۵:۲۰
ادامه مطلب...
 
سایت های مهدویت PDF نامه الکترونیک
نوشته شده توسط امیر رحمانی   
يكشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۱۳:۲۵


ttp://vahidbolandiroshan.blogfa.com

 

http://www.akharozaman.ir

 

http://hejabvahid.blogfa.com

 

http://ostadshojai.blogfa.com

 

http://azmaishi.blogfa.com

 

http://azizinasim.blogfa.com

 

آخرین به روز رسانی در يكشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱۸:۵۹
ادامه مطلب...
 
خاطرات حسين فلا‌ح؛ يک نجات‌يافته از بهائیت PDF نامه الکترونیک
نوشته شده توسط امیر رحمانی   
پنجشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۴۵

حجت مسلماني من
مسلمان شدن من چند دليل داشت، اول اين که بسياري از دوستان من مسلمان بودند من هم دوست داشتم مثل آنها آزاد باشم. نه اين که در چنبره و حصار تشکيلات بهائيت باشم. در دوران انقلاب من حدودا يازده، دوازده ساله بودم بعد از آن هم که جنگ پيش آمد مسلمانان را مي‌ديدم که چطور خالصانه به دين، ملت و وطن خود عشق مي‌ورزند. من هم دوست داشتم مثل آنها باشم، دوم اين که سوالات زيادي در ذهنم نسبت به بهائيت وجود داشت، افکار و عقايد مسلمانان با عقايد ما خيلي فرق داشت. رفتار مسلمان‌ها خيلي بهتر و آزادانه‌تر از ما بود. گرچه طبق تعاليم فرقه‌اي،ما خود را برتر از آنها مي‌دانستيم. با اين وجود سوالاتي برايم پيش مي‌آمد! لذا از مسوولانمان يعني همان کساني که جزء محفل (خادمين) بودند، مي‌پرسيدم. عکس‌العمل آنها در مقابل سوالات جزيي من تند و پرخاشگرانه بود.... همين سوالات مرا بيشتر تشويق مي‌کرد که تحقيقات خود را دنبال کنم و عاقبت به همراه همسر سابقم پس از تحقيقات و مطالعات زياد، پي به بطالت و ساختگي بودن بهائيت برديم و مسلمان شديم.

جرات ابراز ندارم
من با يکي از بهائيان همدان که حدود 70 سال سن داشت بعد از مسلمان شدنم صحبت کردم. گفتم شما تاکنون خودت هم پي برده‌اي که بهائيت اعتقادي نيست که قبول داشته باشي، بطلان آن را مي‌داني پس چگونه تاکنون اقدامي نکرده‌اي؟ او دستش را روي قرآن گذاشت و گفت من خيلي وقت است که مسلمان شده‌ام در دل خود مسلمان هستم ولي جرات ابراز آن را ندارم. چون سني از من گذشته است و مي‌ترسم در اين سن به امر تشکيلات بهائيت زن و بچه‌ام مرا رها کرده و آواره شوم.... به همين خاطر نمي‌توانم مسلماني خود را علنا اعلام کنم!

زماني که آن پيرمرد گفت: مسلمان شده‌ام به دنبال آن کتاب مقدس بهائيان را آنچنان به زمين کوبيد که من از ترس گفتم من که علنا هم مسلمانم جرات چنين کاري را ندارم چطور چنين کردي؟ در جواب گفت: من اصلا اعتقادي به بهائيت ندارم مجبورم در اين سنين پيري به خاطر اين که بچه‌هايم تنهايم نگذارند بسوزم و بسازم. .

طواف سربازان اسرائيلي دور مقام اعلي
همسايه‌اي داشتيم به نام شهين خانم که يهودي بود. آن زمان نزديک به 30 درصد جمعيت همدان يهودي بودند و يک بار به اسرائيل رفته بود و زماني که برگشت اين گونه در بين بهائيان سخن مي‌گفت که: هر گاه سربازان اسرائيلي مي‌خواهند به جنگ با اعراب و يا فلسطيني‌ها بروند دور مقام اعلاي شما (بهائيان) طواف مي‌کنند تا در آن جنگ پيروز ميدان شوند اين نهايت سياسي بودن اين فرقه را مي‌رساند و پسرش هم که جزو سربازان اسرائيلي بود براي مدتي که به ايران آمده بود طبق چيزي که قبلا به او ديکته کرده بودند در جمع بهائيان اين شعار را مي‌داد که ما بهائيت را آنقدر قبول داريم که براي پيروز شدن در جنگ دور مقام اعلايشان طواف مي‌کنيم. بهائيان هم که اين را مي‌شنيدند، اظهار سرور و خوشحالي مي‌نمودند.


حسین فلاح، یک نجات یافته از بهائیت

آخرین به روز رسانی در سه شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۲۶
 
ظهور حضرت مسيح در عصر حضرت مهدي(ع) PDF نامه الکترونیک
نوشته شده توسط قربانعلي دري نجف‌آبادي   
جمعه ۱۵ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۵۱

طبق روايات متواتر اسلامي، آن بزرگوار داراي دو غيبت است: غيبت صغري و غيبت كبري و در عصر غيبت صغري رابطه با آن حضرت(ع) توسط نواب خاصشان برقرار مي‌شد و در عصر غيبت كبري آن حضرت داراي نواب عام است و صفات ايشان نيز به طو كلي و كامل تعريف شده است.
ولي درباره حضرت مسيح كه بحث غيبت و يا مباحث مشبه مطرح نيست بلكه در تعبير قرآن كريم آمده است:
و ما قتلوه و ما صلبوه ولكن شبّه لهم... بل رفعه الله إليه.5
و حال آنكه آنان او را نكشتند و مصلوبش نكردند، وليكن امر بر آنان مشتبه شد... بلكه خدا او را به سوي خود بالا برد، و خدا توانا و حكيم است.
و در روايات ما بحث نزول حضرت مسيح(ع) است، نه ظهور آن بزرگوار. و اين دو تعبير و عنوان بسيار متفاوت است كه يكي نشانگر غيبت و ديگري نشان‌دهنده عروج و رفع الي الله و نزول مجدد است.
مسيح در خدمت حضرت مهدي(ع)
ضرورت همة اديان الهي ظهور منجي حقيقي در آخرالزمان است و وعده خداوند و پيامبران بزرگ الهي در ظهور آن بزرگوار و برقراري صلح و عدالت در جهان است.
عقل و فطرت و وجدان‌هاي بيدار و تجارب بشري نيز اين معنا را تأييد مي‌نمايد كه سمت و سوي كاروان بشريت به سوي حكومت واحد جهاني عدالتخواه و عدالت‌پرور اخلاقي است.
قرآن كريم و روايات اسلامي نيز بر اين معنا تأكيد و تصريح دارد كه صالحان، وارثان زمين خواهند شد.
جالب آن است كه درمنابع اسلامي به طور دقيق و شفاف ولادت و شخصيت آن بزرگوار كاملاً شناخته و از ذرية فاطمه زهرا(س) و يازدهمين امام از فرزندان حضرت اميرالمؤمنين علي‌بن ابيطالب(ع) و نهمين فرزند حضرت اباعبدالله الحسين(ع) و همينطور از نسل و ذريه ائمه هدي(ع) و چهارمين فرزند از فرزندان حضرت علي‌ابن موسي‌الرضا(ع) تا آخر مي‌باشند. علاقمندان مي‌توانند در اين باره به كتاب شريف منتخب‌الاثر تأليف آيت‌الله صافي گلپايگاني ـ دامت بركاته ـ مراجعه نمايند كه 49 باب دارد و صدها حديث ارزشمند در اين باره از كتب شيعه و اهل سنت نقل فرموده و خصوصيات آن حضرت و نسبت و ويژگي‌هاي آن بزرگوار و نشانه‌هاي ظاهري و اينكه از فرزندان ائمه اهل البيت(ع) مي‌باشند و فرزند سيده اماء(س) و از سبطين رسول‌الله(ص) هستند و از نسل ائمه اثني‌عشر و خلف صالح امام عسكري(ع) مراجعه نمايند.
آري مهدي(عج) دوازدهمين امام از اهل بيت عصمت و طهارت است. خصوصيات آن بزرگوار از لحاظ پدر، مادر، ولادت، نواب خاص و عام، زمان ولادت، كيفيت ولادت، غيبت صغري و كبراي آن بزرگوار، شرايط عصر غيبت و عصر ظهور، و ده‌ها مسئله ديگر توضيح داده شده است.
در زمان ظهور آن حضرت، مسيح(ع) نزول خواهند كرد و در ركاب آن بزرگوار و پشت سر آن بزرگوار اقامه نماز خواهند نمود و اين به مفهوم خاتميت و خاتم‌الاوصياء بودن آن بزرگوار است و در روايت آمده كه آن بزرگوار به حضرت مسيح(ع) احترام نموده و مسيح(ع) گويد، كسي را نرسد كه بر ائمه اهل البيت(ع) تقدم بجويد و حق تقدم با شماست.1 كتاب منتخب‌الاثر 25 حديث در اين رابطه نقل نموده است. و در بحارالانوار از جابر نقل شده كه امام عصر(عج) به حضرت عيسي(ع) مي‌گويد:
بياييد بر ما امامت كنيد.2
و حضرت عيسي(ع) مي‌گويد:
بعضي از شما بر بعضي ديگر امارت دارد و اين عنايت خداوند نسبت به اين امت است.
آنگاه مي‌گويد اين حديث صحيح و نيكو است كه بزرگان نقل نموده‌اند و دلالت دارد بر اينكه مهدي(عج) به جز عيسي(ع) است و اين به معني تسليم مسيحيت و يهوديت در برابر اسلام و در برابر قرآن و آل البيت(ع) خواهد بود. چيزي كه آن را در طول چهارده قرن گذشته كمتر پذيرفته‌اند. و همواره در برابر اسلام با جنگ‌هاي صليبي و صهيونيستي و تهمت‌ها و نسبت‌هاي ناروا و جنگ رواني و تبليغاتي و عمليات تخريبي تلاش كرده‌اند تا مانع گسترش و نفوذ آن در جهان بشوند و البته اين ظلم بزرگي است كه نسبت به بشريت و ارزش‌هاي الهي و اديان الهي و حضرت مسيح(ع) و حضرت موسي كليم(ع) و پيروان راستين اين دو دين و پيامبر بزرگ الهي روا داشته‌اند.
دربارة حديثي كه به اين مضمون نقل شده است: «لامهديّ إلّا عيسي بن مريم(ع)؛ مهدي نيست مگر ـ همان ـ عيسي‌بن مريم» بايد گفت:
. اين حديث سند قابل اعتماد و قابل قبولي ندارد و نمي‌توان به آن استناد كرد و راوي آن متهم به سهل‌انگاري در نقل است. راوي علي‌بن محمدبن خالد جندي (موذن ‌الجند) است.
مرحوم مجلسي(ره) در اين‌باره مي‌گويد:
علماي اهل سنت اتفاق نظر دارند بر آنكه در صورتي كه راوي خبر معروف به تساهل در روايت باشد خبر و حديث او قابل قبول نخواهد بود.3
. حديث واحد است و خبر واحد به فرض صحت در احكام حجيت دارد نه در مسائل اعتقادي و مباحث عقلي در مسائل اعتقادي علم و حجت شرعي لازم است.
. احتمالاً حديث يادشده توسط جريان‌هاي مسيحي و نفوذي ساخته و پرداخته و در احاديث دست برده شده باشد.
. به فرض آنكه چنين حديثي در روايات ما آمده باشد لكن در روايات فراوان ديگر آمده كه آن حضرت ظهور خواهد نمود و پشت سر حضرت مهدي(ع) اقامه نماز خواهند كرد و اين حديث با احاديث ديگر قابل جمع است كه آن حضرت ظاهر و پشت سر امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ اقامه نماز خواهند كرد و نافي ظهور ولي عصر(عج) نمي‌باشد. ممكن است تحريف در لفظ نيز رخ داده باشد و كلمه «مع» بعد از «الا» از قلم افتاده باشد؛ يعني «لا مهدي الا مع عيسي بن مريم؛ مهدي نيست مگر همراه عيسي‌بن مريم.»
. اين حديث به اين معناست كه تصور نشود حضرت مسيح(ع) خود مستقلاً ظاهر مي‌شوند و يا حضرت مهدي(ع) بدون حضرت مسيح ظهور خواهند نمود.
پس از نگارش اين موضوع دوستان موثق نقل نمودند كه اين حديث شريف در كتاب تذكرةالاوليا با اين سبك آمده است:
«لا مهدي إلّا عيسي بن مريم معه.»
مهدي نيست مگر آنكه عيسي‌بن مريم با اوست.
كه «معه» در آخر حديث شريف به جاي مع كه ما احتمال داده بوديم ساقط شده آمده است و اگر اين باشد «نعم الوفاق» و يا اين نقل و روايت قرينه بر منظور از حديث ياد شده است و معناي حديث شريف به نوعي ملازمه بين حضرت مهدي ـ ارواحنا فداه ـ و حضرت مسيح(ع) است كه هر يك علامت ديگري و نشانه و شرط ظهور و نزول و حضور ديگري است و مانند خورشيد و نور با يكديگر جز با ظهور و حضور ديگري به وقوع نمي‌پيوندد و تحقق نمي‌يابد. و اين خود بهترين دليل و شاهد بر ادعاهاي بي‌اساس و ساختگي كساني است كه نسبت به هر يك از اين دو موضوع مقدس و همراه يكديگر ادعاي انفرادي داشته باشند؛ ادعاي مهدويت بدون نزول حضرت مسيح(ع) و يا ادعاي نزول مسيح(ع) منهاي حضرت مهدي(عج) چه در اسلام و چه در مسيحيت!
آري ظهور هر يك از اين دو، مكمل ديگري و شرط و متمم ديگري خواهد بود. و در حقيقت همانطور كه از روايت استفاده مي‌شود، امام مهدي(عج) قدوه و اسوه و اهل البيت(ع) مشمول كرامت خاص الخاص و اخص الخواص بوده و رسول اكرم(ص)‌صاحب لواي حمد است و رحمت للعالمين است و آدم(ع) و ديگر انبيا(ع) تحت لواي آن حضرت در فرداي قيامت خواهند بود و چه بسا فلسفه اين تقدم مهدي(ع) بر مسيح تسليم در برابر خاتميت و خاتم الاوصيا و صاحب سدرة المنتهي بوده و اين علامت آن باشد كه دين و قرآن محمد(ص) و اهل بيت آن حضرت در افق اعلا هستند و چه بسا اين خود از اسرار و رموز الهي و تأويل اين قبيل احاديث باشد. و البته حضرت ولي‌عصر(ع) امامت به مفهوم ولي‌الله و ولي اوليا‌ءالله و ولايت مطلقه الهيه است و تقدم آن رتبي است و بالاتر از مقام نبوت مطلقه است.4
نه مهدي(ع) جز با نزول حضرت مسيح ظهور نخواهند فرمود و تكميل سلسله و زنجيره پيامبران و رهبران الهي در آخرالزمان با ظهور مهدي(ع) اتفاق خواهد افتاد. و آنچه امروز مسيحيت آمريكايي تصور مي‌كند كه آرمگدن اتفاق خواهد افتاد و امام عصر(عج) و مهدي موعود(ع) در كار نخواهد بود و دروغي آشكار بيش نيست.
. دروغگوها و كذاب‌ها فردا مدعي مهدويت و يا امامت و يا مدعي نيابت و يا ظهور باب و مانند آن نشوند. اين رخداد جز با حضور و نزول حضرت مسيح(ع) عملي نخواهد شد.
. خود اين حديث دليل روشني بر ظهور امام عصر(عج) و آينده روشن تاريخ بشريت و اميد به آينده‌اي نويدبخش و ظهور منجي موعود و ظهور عيسي بن مريم(ع) و وعده اديان الهي براي نجات كاروان بشريت از چنگال اهريمنان و شياطين خواهد بود و اين از نشانه‌هاي آن بزرگوار است.
. اميد است صاحب‌نظران و انديشمندان رسالت بزرگ خود را در تبيين معارف الهي و نقد و بررسي دقيق و حكيمانه مسائل و موضوعات عميق اسلامي و ولائي برداشته و زمينه‌هاي سوءاستفاده و برداشت‌هاي غلط و جاهلانه و يا مغرضانه را از بين ببرند و اجازه ندهند تا در اثر سهل‌انگاري و يا غفلت مرزبانان معارف اسلامي و حقايق قرآني، ميدان براي دزدان راه و شيادها هموار شود و يا جاعلان و غافلان و عناصر پر ادعا و مردم فريب افكار عمومي را مشوب و چهره حقايق ديني را ملكوك و ذهن‌ها را شبهه‌ناك و افكار را مسموم نمايند و يا با خرافات و خرافه‌گرايي معارف بلند توحيدي دستخوش و ساوس شيطاني و يا سليقه‌هاي گوناگون نفساني بشود.
تذكر اين مطلب نيز بسيار به جا و قابل توجه است كه بحث و بررسي فقيهانه و كارشناسانه در اين قبيل احاديث و روايات و مسائل تاريخي و اجتماعي و فلسفي و سياسي و كلامي و ادبي و مانند آن از ظريف‌ترين، حساس‌ترين و ارزشمندترين كارهاست و البته نياز به قدرت استنباط و دقت و سلامت نفس و بصيرت در دين و آشنايي با علوم و فنون اجتهاد و آگاهي به رموز آن دارد و الا نااهلان و يا مدعيان ناآگاه و يا خودباختگان در برابر بيگانگان و بردگان هوي و هوس هرگز توان لازم را براي ورود در اين ميدان‌ها و اظهارنظر فني و تخصصي و جلب اعتماد عمومي را نداشته و نخواهد داشت.
. حضرت مهدي(عج) بلاواسطه فرزند امام عسكري(ع) و حضرت نرجس خاتون است كه در سنه 255 ق. در سامرا متولد شده‌اند و در اعتقاد ما شخصي معين، با ويژگي‌ها و صفات خاصي بوده و هرگز جايي براي ترديد، تحريف، خرافه‌گرايي، تفسيرها و توجيه‌هاي جاعلانه باقي نمي‌گذارد. عيسي‌بن مريم(ع) نيز پيامبر اولوالعزم بوده كه حدود 770 سال قبل از ولادت امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ در بيت اللحم از حضرت مريم(س) متولد شده‌اند و در بينش صحيح ديني و تاريخ هرگونه ادعاي ساختگي كه به مفهوم يكي بودن آن دو بزرگوار مطرح شود و يا با انگيزه‌هاي گوناگون سياسي اجتماعي و فكري مطرح شود دور از انصاف و خلاف وجدان و غير منطبق با واقع است.
. طبق روايات متواتر اسلامي، آن بزرگوار داراي دو غيبت است: غيبت صغري و غيبت كبري و در عصر غيبت صغري رابطه با آن حضرت(ع) توسط نواب خاصشان برقرار مي‌شد و در عصر غيبت كبري آن حضرت داراي نواب عام است و صفات ايشان نيز به طو كلي و كامل تعريف شده است.
ولي درباره حضرت مسيح كه بحث غيبت و يا مباحث مشبه مطرح نيست بلكه در تعبير قرآن كريم آمده است:
و ما قتلوه و ما صلبوه ولكن شبّه لهم... بل رفعه الله إليه.5
و حال آنكه آنان او را نكشتند و مصلوبش نكردند، وليكن امر بر آنان مشتبه شد... بلكه خدا او را به سوي خود بالا برد، و خدا توانا و حكيم است.
و در روايات ما بحث نزول حضرت مسيح(ع) است، نه ظهور آن بزرگوار. و اين دو تعبير و عنوان بسيار متفاوت است كه يكي نشانگر غيبت و ديگري نشان‌دهنده عروج و رفع الي الله و نزول مجدد است.
دربارة حضرت ولي عصر ـ ارواحنا فداه ـ اين عنوان به كار نرفته بلكه عنوان غيبت، عصر غيبت و عصر ظهور به كار رفته است. يعني او در ميان ماست ولي از چشم ما به حسب ظاهر غايب است نه اينكه خداوند متعال او را به سوي خودش برده باشد، و يا به عقيده مسيحيت آن بزرگوار را به دار آويخته باشند و به ملكوت الهي پرواز كرده باشد. بنابراين ادعاي تطبيق اين دو با يكديگر نمي‌تواند صحيح و قابل قبول باشد.
مهدي(ع) از ذريه رسول اكرم(ص) و فاطمه اطهر(س) و از خاندان محمد(ص)‌و هم‌نام رسول اكرم(ص) است. او قائم بالحق و قائم بالقسط است كه او از مكه خواهد درخشيد و ياران وفادار و استوار و انصار فداكار او در اسرع وقت به او ملحق خواهند شد. و جريان‌هاي صليبي و صهيونيستي نيز نمي‌توانند بر چهره پرفروغ خورشيد ولايت گرد و غبار نسيان و تحريف بپاشند.
آري مهدي(عج) وارث همه انبيا و اوليا است وارث زمين است وارث آدم و نوح(ع) و پيامبران اولوالعزم ديگر است وارث موسي كليم و عيسي مسيح(ع) است تجلي همه ارزش‌هاي الهي و اديان آسماني است.
اكنون رسالت همه منتظران آن بزرگوار و ارادتمندان آستان مقدس حضرت خاتم الاوصيا(ع) احياي انگيزه‌هاي عميق ديني و الهي و ايجاد آمادگي روحي و اخلاقي و گسترش فرهنگ مهدويت و ولايت و تلاش در راه بيداري امت اسلامي و زمينه‌سازي براي وحدت جهان اسلام و فداكاري و مجاهدت در راه نصرت آن حضرت و بسترسازي براي عصر ظهور و پيروزي حق بر باطل و آماده‌سازي افكار و انديشه‌ها و ايجاد شرائط براي حكومت واحد عدل جهاني است.
و نصرتي معدّة لكم... حتي يحيي الله تعالي دينه بكم فمعكم معكم لامع غيركم.6
و ياري من مهياي شماست... تا آنكه خداي تعالي دينش را به وسيلة شما زنده گرداند. پس همراه شمايم، همراه شمايم نه همراه (كسي) جز شما.
قربانعلي دري نجف‌آبادي
پي‌نوشت‌ها:
. صافي گلپايگاني، لطف‌الله، منتخب‌الاثر، ص290 به بعد.
. تعال صلّ بنا، فيقول الا إنّ بعضكم علي بعض امراّ تكرمه الله تعالي هذه الامة.
. مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، ج51، ص93؛ پس از نقل از كشف‌الغمّه في معرفة الأئمه، ج2.
. در اين باره ر.ك: بحارالانوار، ج51، ص88 و89.
. سورة نساء (4)، آية 157 و 158.
. قمي، شيخ عباس، مفاتيح‌الجنان، زيارت جامعة كبيره.

آخرین به روز رسانی در سه شنبه ۰۳ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۲۵